امیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولوامیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

ღ امیرحسین و ارمیا پسرای خونه ماღ

سفر به شيراز

1390/6/24 16:50
نویسنده : مامان ستاره
313 بازدید
اشتراک گذاری

عزيزه دلم اگه اشتباه نكنمتوينه ماهبودي كه با بابايي و خاله سودي رفتيم شيرازدندوناتو ميبيني دو تا مرواريد كوچولو .رفته بوديم رستوران صوفي توي عفيف آباد بابايي عاشقه غذاهاي رستورانه صوفيه تازه ناهار خورده بوديم و خاله سودي ازت عكس گرفت چه هواي خوبي بود همون روز.غذا هم كه حسابي چسبيد يه ته چين خوشمزه مرغ به سبك صوفي عالي بود.

niniweblog.com

اينم يه عكس با من و بابايي توي محوطه پارك هتل شيراز

niniweblog.com

عمهخوب ونازم

خیلی برام عزیزه
هرچی غذا می پزه
خوشمزه و لذیذه

وقتی با اونها باشم
غصه و غم ندارم
دنیا برام قشنگه
هیچ چیزی كم ندارم.

اميرحسين جون ،بيچاره عمه تازه از سر كار اومده بود ناهار بخوره غافل از اينكه برادرزاده اش گشنه تره سفره ناهارشو ببين چي كار كردي.اميرحسين جوناينجا ديگه آخرهاي چهاردست و پارفتنت بود بيشتر خودتو با ديواريامبل ميگرفتيو راه ميرفتي.چه بلايي شدي وقتي راه رفتن وخوب ياد گرفتي.خيلي دوست دارم با تمامه شيطنت هاتniniweblog.com

عزيزم اينجا اولين محرمي بود كه به تكيه مامان بزرگه بابايت رفتيم زنجيرتو نگاه كن مثل خودت كوچولوهه

ببين چقداخمو هستي همه اخمت به خاطر اين كلاه ست كه سرته هوا سرد بود كلاتو درمي آوردي منم سرت ميكردم ناراحت بودي.اي پسر بد ميخاستي سرما بخوري كه خودت و منو اذيت كنياniniweblog.com

اينجا با بابايي توي ميدونه زنجير زني وايسادي. بابايي وقتي زنجير زدنش تموم شد فوري اومد تورو بغل كرد تو هم كه خودت لوس كردي. عزيزم اينجاده ماهه بودي عزيزم كاپشني كه تنته خاله سيما بهت كادو داده بود .

نی نی كوچولو
كفشای سوت سوتی داره

یه توپ ماهوتي داره
بازی فوتبال می كنه،
شوت می زنه

كفشاش براش سوت می زنهniniweblog.com

ببين پدر جوني چه توپه فوتبالي بهت داده نه اينكه خودش فوتباليه ميخاد نوه اش هم فوتبالي شه.

ماچniniweblog.com

دوست دارم پدر جوني

اميرحسين اين كادو اولين سال تولدته. تولده يك سالگيت مباركniniweblog.com

.چون دوست نداشتي اولين تولدت رو جشن نگرفتم اما وقتيخاله سيما اومده بود از تبريز براي ديدن، برديمت آتليه الان عكسات در دسترسم نيس همه رو بوشهر خونه اون يكي خونه پدرجوني گذاشتم

اين كادو ها هم از طرفه مادر جونيه .با خاله سودابه و شتايش رفته بودن دوبيسه چرخه واسكوتر واست خريدن

مرسي دستتون درد نكنه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)